طلاق در اصلاح عرف وقانون طلاق زمانی صورت می گیرد که زن و شوهر قادر به تحمل زندگی مشترک نبوده و راهی نیز برای سازش باهم باقی نگذاشتند. البته دلایل زیادی می تواند داشته باشد که اعم آن اعتیاد یکی از طرفین، عسر وحرج، اختلاف شدید خانوادگی، عدم تفاهم و سوء رفتار، عدم حسن معاشرت زوج وزوجه.
علم و دانش وکیل طلاق و سابقه دفاع او از اینگونه دعاوی موجب می گردد، زیرا تخصص موجب موفقیت در پرونده می شوداحساس داشتن پشتیبان قوی بنا به حساسیت موضوع موکل را به آرامش دعوت کند.
طلاق بائن
طلاق بائن و طلاق رجعی : طلاق بائن آن است که شوهر بعد از آن حقّ رجوع به زن را ندارد، خواه زن عدّه داشته یا نداشته باشد. طلاق بائن، خود به شش گونه زیر ممکن است رخ دهد:
طلاق خُلع: اگر زن از شوهرش متنفّر باشد و مهریه یا مال دیگرى را، گرچه بیش تر از مهر باشد، به شوهر ببخشد تا طلاقش دهد، چنین طلاقى را خلع گویند.
طلاق مبارات: این نوع طلاق هنگامى رخ مى دهد که زن و شوهر، یکدیگر را دوست نداشته باشند و زن مالى به شوهرش ببخشد- که بیش تر از مقدار مهر نباشد و احتیاط این است که کم تر باشد- تا شوهرش او را طلاق دهد.
طلاق همسرى که به سن بلوغ- 9 سال قمرى- نرسیده است.
طلاق زن یائسه و زنى که با او آمیزش نشده است.
طلاق سومى که پیش از آن- بین طلاق اوّل و دوم و دوم و سوم- رجوع کرده باشد، گرچه این رجوع با عقد جدید و پس از خروج زن از عدّه باشد.
طلاق توافقی دوران عقد : اگر زوجین در دوران عقد (نامزدی) باشند و
زناشویی (نزدیکی) واقع شده باشد، زن می تواند تمام مهریه خود را در هنگام
انجام مراحل طلاق توافقی طلب کند و یا آن را ببخشد، ولی در صورتیکه
زناشویی(نزدیکی) در دوران عقد صورت نگیرد و زوجه باکره (دوشیزه) باشد، زوجه
می تواند قبل از دادخواست طلاق تمام مهریه خود را طلب کند ولی پس از ثبت
دادخواست و طی مراحل طلاق زن مستحق نصف مهریه خود خواهد بود.
در این صورت نیز با توجه به اینکه طلاق به صورت توافقی می باشد زوجه می تواند برای مطالبه یا بذل مهریه خود با زوج به توافق برسد.
طلاق توافقی : زن نمی تواند در عقد ازدواج، شرط کند که شوهرش حق ندارد او را طلاق دهد؛ زیرا مطابق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، مرد می تواند هروقت بخواهد زن خود را طلاق دهد. بنابراین اختیار طلاق از قوانین آمره بوده و شرط مذکور باطل است. همچنین، زن نمی تواند شرط کند که حق دادن طلاق با او باشد؛ زیرا قانون حق طلاق را منحصراً به شوهر داده و از قوانین آمره می باشد. بنابر این چنین شرطی نیز باطل است.
شروط ضمن عقد
شروط ضمن عقد: اما زن می تواند، ضمن عقد ازدواج شرط
نماید، که از طرف شوهر وکیل باشد که در موارد معینی یا در مدت معینی یا حتی
بدون شرط یا مدت، بتواند خود را از قید زوجیت طلاق دهد. در این صورت زن به
نمایندگی و به وکالت از شوهر، خود را طلاق می دهد، نه اینکه حق طلاق داشته
باشد.
همسرم بهم خیانت کرده و۲ساله با یه خانونه و قصد ازدواح دارن ؛ البته شاید عقد کرده باشن(خبر ندارم).دیگه میلی به زندگی با من نداره و نه نفقه خودم رو میده نه فرزند ۴ساله م، من الان ۹ماهه خونه پدرم بلاتکلیفم. طلاق هم نمیده و گفته باید بیاد بگه بی هیچ طلاقم بده. الزام به تمکین هم زده و قصدش فقط ندادن نقه هست میتونم با اثبات این حرف ها به دادگاه ازش طلاق بگیرم؟!
در ضمن من مهریم رو اجرا گذاشتم و اونم اعسار زده .همه ی اموالشم یا بنام زده یا به دروغ گفته که نداره هیچی
چکیده:
آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن از مهمترین پدیده های حیات بشر است که دارای اضلاعی به تعداد جوانب وابعاد جامعه انسانی است. این معظل نه تنها طرفین را به انحطاط می کشاند، فرزندان، خویشان وآشنایان رانیز درگیر می نماید. اکثر قریب به اتفاق اشخاصی که با این مشکل رو برو هستند،هرگز نتوانستندبا جامعه ارتباط صحیح وسالمی داشته باشند. چرا که رفع این مهم جز با تلاش مسئولین ذیربط وتک تک افراد جامعه محقق نمی گردد.
این ناهنجاری دگرگون کننده در لغت به معنای رهاوآزادشدن است که در اصطلاح حقوقی همان ازاله صیغه نکاح است.در واقع نوعی گسست وجدایی هیشگی طرفین واخلال در بنیان اساسی خانواده است. که در اولین اقدام تنها واحد مشروع واساسی تولید نثل را می پاشد. در همگام سازی با اجتماع، دوطرف رابا مصائب روبرو می نماید زیرا در جامعه ای که دیدگاه حکومت وافراد اجتماع هنوز در رتبه جهان سوم قرار داردچگونه می توان منتظر کسر شدن طلاق در جامعه کنونی بود؟یا در صورت بروز این مهم، آسیب دیده را با تدابیر موثر،نه تنها ازکناره گیری وطردشدن وی جلوگیری به عمل آورد،بلکه گامی مهم در جهت مثمره ثمر شدن وی نیز برداشت؟
با توجه به موضوع بسیار پیچیده طلاق و پیامدهای ناگواراقتصادی ،اجتماعی،فرهنگی وسیاسی آن،بااتکا به راهکارهای ارائه شده رفع معظل توسط دستگاه حکومتی هر کشور، وتربیت افراددرون یک جامعه، می توان کمتر با این بحران جدی روبرو شدودر صورت بروز مسئله می توان مشکل را رهبری نمود وفرد آسیب دیده را پذیرفت تابا روبرو شدن با حاقل آسیب به جامعه بازگشت داشته باشد.