گرایش به ازدواج و همسرگزینی از نیازهای طبیعی انسان است و مهمترین کارکرد آن ایجاد امنیت روحی و روانی، برآورده کردن نیازهای عاطفی و ایجاد آرامش و رأفت و همدلی است. ازدواج باید با پذیرش مسئولیت و قبول تعهدات همراه باشد و به این ترتیب، وفاداری یکی از شروط بقای زندگی و رابطه ازدواج است.
در مقابل، همه زندگیها و ازدواجها به سرانجام خوبی نمیرسد. بنابراین قانونگذار نیز، با پیروی از شرع و به منظور تخلف از تکلیف در زندگی مشترک زناشویی، ضمانت اجراهایی را در نظر گرفته است که یکی از آنهاطلاق است. طلاق از جمله مشکلاتی است، که گریبان گیر همه جوامع بشری میشود و از جمله عوامل فراوانی آن میتوان به انتخاب نادرست و نسنجیده، هم کفو نبودن همسران، غایب شدن یکی از همسران، داشتن اعتیاد زوج یا زوجه و مواردی از این قبیل اشاره کرد.
ازنظر حقوقی محض، خانواده عبارت است ازمجموع اشخاصی که به واسطه قرابت بهم بستگی دارندواین خویشاوندی رابطه ای است که از نسب یانکاح یا رضاع حاصل می شود وخود نکاح، عقدی است که به واسطه آن زن و مرد به قصد مشارکت در زندگی وتعاون بایکدیگر قانوناً متحد شده اند واین تعریفی است که حقوقدانان ما تقریبا به طور هم آهنگ از نکاح نموده اند »
«خانواده به معنای عام، یاخانواده گسترده عبارت ازگروهی است مرکب ازشخص وخویشان نسبی همسر او ، گروهی که ازیکدیگر ارث می برندمواد 862، 1032 قانون مدنی طبقات اقرباء نسبی را بیان می کند»« ماده 1032 : قرابت نسبی به ترتیب طبقات ذیل است...
طلاق و تشریفات عدیده اجرای آن ویژه نکاح دائم است. در عقد موقت ما چنین تشریفاتی نداریم. اولین تفاوت اساسی و مهم بین طلاق و فسخ نکاح این است که امکان فسخ نکاح علاوه برنکاح دائم در نکاح موقت نیز وجود دارد. فسخ نکاح فوریت دارد و پس از این که طرف آگاه شد که طرف مقابل وی را فریب داده، فورا درخواست فسخ نکاح نماید. یا اینکه متوجه شد همسرش قبل طلاق بیماری تصریح شده در ماده 1123قانون مدنی(عیوب مختص زن وعیوب مختص مرد) را داشته و مبتلا بوده و وی را مطلع ننموده است ،که می بایست به سرعت اقدام نماید. مگر ثابت نماید از فوریت موضوع مطلع نبوده است و کار بس دشواریست. در قانون مدنی ایران تشخیص مدت استفاده از خیار فسخ نکاح به عرف منطقه بستگی دارد.
طلاق در اصلاح عرف وقانون طلاق زمانی صورت می گیرد که زن و شوهر قادر به تحمل زندگی مشترک نبوده و راهی نیز برای سازش باهم باقی نگذاشتند. البته دلایل زیادی می تواند داشته باشد که اعم آن اعتیاد یکی از طرفین، عسر وحرج، اختلاف شدید خانوادگی، عدم تفاهم و سوء رفتار، عدم حسن معاشرت زوج وزوجه.
علم و دانش وکیل طلاق و سابقه دفاع او از اینگونه دعاوی موجب می گردد، زیرا تخصص موجب موفقیت در پرونده می شوداحساس داشتن پشتیبان قوی بنا به حساسیت موضوع موکل را به آرامش دعوت کند.
تعیین وکیل طلاق صرفه جویی در هزینه و زمان
وکیل طلاق به دلیل داشتن علم و آگاهی حقوقی، می داند که در تعیین جلسه حضوری دوطرف دعوا، با ارائه مشاره حقوقی کاربردی، می تواند پی به واقیت برده وتمام مدارک ولایحه های ابراز شده، موثر در پیروز شدن موکلش باشد.
بهترین وکیل طلاق
با توجه به وضعیت اقتصادی کنونی ایران، هزینه به یکی از ارکان اصلی روزمره تبدیل شده است وکیل برتر وکیلی است که شرایط گرفتن حقالوکاله را رعایت کند تا موکل قدرت پرداختش را را تنظیم نماید و در مواعد معین حق زحمت وکیل را بپردازد
با عنایت به این که احکام صادره در طلاق ریشه فقهی دارند، وکیل طلاق در تهران یا بهترین متخصص طلاق در تهران، سالها سابقه طرح و دفاع از دعوای طلاق داشته، حافظ و امین موکلش در دعوای مطرح شده طلاق می گردد. زیرا همانطور که می دانیم تخصص در طرح و دفاع از دعوا، موجب جلوگیری از اطاله دادرسی و اتلاف وقت می گردد.
مقالات وکیل طلاق : وکیل به شخصی گفته می شود که از طرف موکل خود بدون تعهد به نتیجه و رای به نفع موکل، کارهای وی را انجام دهد و حق الزحمه او ارتباطی با نتیجه دعوی و اقدام وکیل ندارد.
-به مخا طبین خود مشاوره حقوقی داده و در بسیاری موارد به عنوان نماینده آنها عمل میکنند.
-وکلا به دلیل داشتن شغل حساس خود و اینکه، چگونه از تنش به میان آمده میان طرفین کاهش دهد تا بتواند علیرغم انجام حرفه خویش، با آرامشی که میان آنها حکم فرما می کند نتیجه بگیرد و دعوا را یا رو به سازش ببرد و یا اینکه در شعبه دادگاه خانواده در جلسات رسیدگی حاضر شود.
طلاق بائن
طلاق بائن و طلاق رجعی : طلاق بائن آن است که شوهر بعد از آن حقّ رجوع به زن را ندارد، خواه زن عدّه داشته یا نداشته باشد. طلاق بائن، خود به شش گونه زیر ممکن است رخ دهد:
طلاق خُلع: اگر زن از شوهرش متنفّر باشد و مهریه یا مال دیگرى را، گرچه بیش تر از مهر باشد، به شوهر ببخشد تا طلاقش دهد، چنین طلاقى را خلع گویند.
طلاق مبارات: این نوع طلاق هنگامى رخ مى دهد که زن و شوهر، یکدیگر را دوست نداشته باشند و زن مالى به شوهرش ببخشد- که بیش تر از مقدار مهر نباشد و احتیاط این است که کم تر باشد- تا شوهرش او را طلاق دهد.
طلاق همسرى که به سن بلوغ- 9 سال قمرى- نرسیده است.
طلاق زن یائسه و زنى که با او آمیزش نشده است.
طلاق سومى که پیش از آن- بین طلاق اوّل و دوم و دوم و سوم- رجوع کرده باشد، گرچه این رجوع با عقد جدید و پس از خروج زن از عدّه باشد.